تبليغاتX
" موسیقی برای موسیقیدانان "
جمعه 19 تیر1388

تم ها و واریاسیون ها نمونه ی نادر نوشتاری است که جان کیج اولین بار آن را تالیف کرد . در واقع او بدین ترتیب تم ها را به شعر تبدیل کرد . اما تم ها و واریاسیون ها شعر نیست بلکه یک متن نوشتاری – شفاهی است که در دسته بندی ها جزو مقاله ها محسوب می شود . جان کیج می گوید : تم ها و واریاسیون ها  جزو اولین سری کارهای موشح است برای یافتن نوشتاری که اگر چه  از ایده ها ناشی می شود ، اما درباره ی آنها نیست بلکه آنها را تولید می کند 

جان کیج در لوس آنجلس متولد شد. پدر دانشمندش « نظریه میدان الکتروستاتیک » را بسط داد و این پیشینه نوید این را می داد که خود کیج نوآوریهایی را در موسیقی داشته باشد ، حوزه ای که او بعد از تمایلات     اولیه اش بعنوان یک نویسنده و نقاش انتخاب کرد . او در سال  ١٩٣٣ شاگرد آرنولد شوئنبرگ شد که بعد ها از کیج نه به عنوان یک آهنگساز بلکه به عنوان یک « نابغه – خلاق » یاد می کرد . تعهد به تجربه گرایی ، به ویژه دادائیسم مارسل دوشان او را به سمت مفهوم تازه ای از موسیقی بر پایه استفاده از شانس و اتفاق و دیگر روشهای پیش نیاندیشیده برد . در این زمینه او از مطالعه بر روی ذن بودیسم و فلسفه ی اجتماعی صلح طلبانه ی مبتنی بر آرای « ثوریو »( Thoreau  ) بهره برد .

کیج نیز نظیر عملکرد ویلیام کارلوس ویلیامز در شعر، موسیقی را به سوی همه گونه دسته بندی های صوتی شبیه صداهای اتفاقی روزمره بسط داد . در سال ١٩٦٠ او پیرو عملکرد خود در موسیقی توجه خود را صرف شعر کرد و همچون کلارک کولیج و جکسون مک لاو از شیوه های ارادی و غیر ارادی استفاده کرد . او خیلی زود استفاده از گونه ای توشیح ( mesostic ) را شبیه کاربرد آن در موسیقی بدعت گذاری کرد و از آثار درخشان گذشتگان نظیر جیمز جویس و ازرا پاوند به عنوان اساس پروسه های اتفاقی نویسی خود استفاده کرد . او با چنین روشهایی نظیر بکارگیری « ئی چینگ » در روابط درون متنی  سعی در نشان دادن عدم نظاممندی زبان داشت .

مرز ناپذیری کیج ، چالش او با موقعیت مولف به مثابه ی من ، بسیاری از مولفه های پست مدرن را بطور کلی تعیین کرده است .

آثار او عبارتند از :

- یک سال از دوشنبه   ( ١٩٦٧)

-  ام : مجموعه نوشتارها  ( ٧٢- ٦٧) 

-  کلمات خالی : مجوعه نوشتارها ( ٧٨– ٧٣)

- ایکس : مقالات ( ٨٢– ٧٩)

و نیز همکاریهای متعدد با مرس کانینگهام طراح رقص .

 

 

 

بخشی از « تم ها و واریاسیون ها »

 

 

بی مفهومی ( پذیرش سکوت ) هدایت کننده به سمت طبیعت است ؛ عدم کنترل ؛ بگذار صداها ، صدا بمانند .

 

هر چیزی در خودش متمرکز می شود ، برای نمونه ، کمپوزیسیون  ، اجرا و شنیدن اموری متفاوتند .

 

(موسیقی ) ناگهانی و غیر قابل پیش بینی است ؛ به واسطه ی نوشتن ، شنیدن  یا نواختن  یک قطعه موسیقی چیزی اتفاق نمی افتد ، گوشهای ما در این صورت است که در بهترین شرایط اند .

 

یک احساس نیاز به شعر .

 

جویس : « کمدی بزرگترین هنر است چرا که لذت کمدی آزادترین لذت از رضایت و نفرت است .»

 

اعتقاد به زندگی .

 

هنر = تقلید طبیعت به روش عملی آن .

 

همجواری ناهمسانی ها ، گوناگونی ، کثرت مراکز ، « عصا را به دو نیم کن ، مسیح حضور دارد » .

 

گمنامی یا فارغ از خویشتن خویش بودن اثر ( برای مثال عدم خود بیانگری ) .

 

یک اثر باید دربرگیرنده ی پیرامونش باشد ، همیشه تجربه گرایانه باشد ( پیشاپیش ناشناخته باشد ) .

 

صریح ، سرشار، وابسته ، مبهم ( طبیعت ِ صدا )

 

فارغ از نیت .

 

بدون ایده ای برای توصیه .

 

نه شروعی ، نه میانه ای ، نه پایانی ( فرایند ، نه موضوع ) .

 

رسوخ کننده بدون هیچ منعی  ،  بدون علت  و تاثیر .

 

عدم قطعیت .

 

اضداد = اجزاء یکپارچه .

 

پیچیده کردن طرح ( راما کریشنا ) ، پاسخ وی به این سوال : که اگر خدا خوب است ، چرا در دنیا شیطان وجود دارد ؟

 

ماجراجویی( تازگی ) نیاز به عمل خلاقه .

 

اگر ذهن منضبط  شود ( همچنین جسم ) ، قلب به آرامی  از ترس به سوی عشق باز می گردد ( اکهارت ).

 

هر چیزی می تواند به دنبال چیز دیگری بیاید ( بنیانی بر اساس هیچ بنا  می شود ) .

 

نتایجی برآمده از خود اثر (نه از پیرامون آن ) .

 

کارهای تصادفی  سودمندند ؛ موکشا .

 

هدایت به واسطه ی یک شخص ، نه یک کتاب ؛ آرتا .

 

عشق .

 

راست و دروغ .

عدم تعین زمان .

 

فرایند به جای موضوع .

 

آمریکا فضایی برای تجربه گرایی دارد .

 

جهان یک جهان است .

 

تاریخ ، داستان کارهای بدیع است .

 

حرکت از صف .

 

همه ی پدیده های شنیداری =  مصالحی برای موسیقی .

 

امکان ناپذیری بدون اشتباه بودن اثر .

 

بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان ( خلقت ، حفاظت ، ویرانی ، سکون ) .

 

امکان کمک به واسطه ی عدم انجام کاری .

 

موسیقی تا زمانیکه شنیده می شود موسیقی نیست .

 

موسیقی و رقص  توامان ( و سپس دیگر چیزهای توام ) .

 

قبل از مطالعه ی ذن ، انسان ، انسان است ، کوهستان ، کوهستان . هنگام مطالعه ی ذن ، همه چیز مغشوش می شود . بعد از مطالعه ی ذن ، انسان ، انسان است ، کوهستان ، کوهستان . چه فرقی است بین قبل و بعد آن ؟ هیچ . فقط  قدمها کمی از زمین دور می شوند ( سوزوکی ) .

 

اگر که ساختاری هست ، ساختاری موزون .

 

ملال به علاوه ی دقت  =  جذابیت .

 

اصول ، متضمن تمامی راه حل هاست  =  سوالی که می پرسیم .

 

فعالیت ، عدم ارتباط .

 

احساس نُه گانه ی همیشگی ( حماسی ، شادمانی ، حیرت ، شهوانی ، آرامش ، سوگ ، ترس ، خشم ، نفرت ) .

 

عملی بودن تغییرات اجتماعی ناشی از امکان تغییرات ذهن است .

 

هدیه دهنده ( بازگشت به دهکده بدون عقلانیتی ورزیده ) .

 

مطالعه متناوب می شود .

 

درمیانه ، هیچ چیز .

 

موضوع ، امر ِ واقع است نه نشانه ( ایده ) .

 

شعر چیزی برای گفتن و گفته شدن ندارد ؛ ما چیزی را تصاحب نمی کنیم .

 

نامعلوم بودن آینده .

 

اختلالات صوتی ( آدم توسری خورده ) ، موسیقی و جامعه را تغییر می دهد .

 

عدم فعالیت =  شناخت . فعالیت =  عدم شناخت .

 

بدگمانی به موثر بودن تحصیلات .

 

HCE  ( کشف دسته بندی سلسله مراتبی )

 

این ، این علت لذت است .

 

زمین راه گریزی از آسمان ندارد ( اکهارت ) .

 

تحرک ، عدم تحرک .

 

بالاترین هدف = بی هدفی . دیدن = ندیدن . ( مطابق با طبیعت ) .

 

ما در داشتن مسیر هوایی  ِ شناخت ِ اکنون ، قدیمی ترینیم ( گرترود استین ) .

 

سیالیت ِ درون و برون .

 

عدم جدایی ِ روح و ماده .

 

اهمیت ِ وجود ِ سرگشتگی . پیش بینی ناپذیری .

 

عدم فاصله به واسطه ی سایه ها ( به واسطه ی پیرامون ) .

 

تئاتر به زندگی نزدیکتر است تا هنر یا موسیقی .

 

علاقه .

 

آگاه =  نا آگاه . یادگیری = یادگیری اینکه ما در حال یادگیری نیستیم .

 

شکستن قاعده ها .

 

عدم استفاده از داوریهای ارزشی .

 

ما همگی به سمت های مختلفی می رویم .

 

اهمیت بی قاعده گی .

 

رفتن به هر دو سو ( یوجی تاکاهاشی ) .

 

فقدان ِ ملال .

 

آنارشی .

 

بی معنایی به مثابه ی واپسین معنا .

 

ذهن قادر است تغییر بدهد .

 

انجام ِ بیشتر تا کمتر .

 

آرامش و متانت ذهن برای آمادگی جهت پذیرش تاثیرات ِ عالم ِ غیب .

 

نیات ِ تفکر پوسته ی خارجی ذهن اند .

 

هنر یک عمل جنایی است .

 

عشق = ساختن ِ فضایی به دور ِ معشوق .

 

منافع ، نه سیاستها ( هوشمندی ، حل مسئله ) . آنارشی  در جایی که موثر است .

 

نه فقط خویشتن بلکه درک ِ اجتماعی .

 

عدم ِ استخدام ( هنرمندان ) .

 

دست کشیدن از مالکیت ، جانشین کردن ِ استفاده .

 

تمامی اجتماع ( از جمله  دیوانه گان : آنها حقیقت را می گویند ) .

 

گرایش مذهبی ( جورج هربرت مید ) خودآگاهی جهان .

 

بیشتر به واسطه ی کمتر .

 

موسیقی ابدی است ،  فقط شنیدن هر از گاهی است ( ثوریو ) .

 

ابداع .

 

اشیاء نه ، اذهان .

 

ارتباط با  1  ، نه  2  .

 

ساختن یک باغ ِ خالی ذهن .

 

موسیقی = عدم موسیقی .

 

فراگیری ، عدم انحصار ، نامنظم بودن ، ندیدن و غیره .

 

عینیت درون ، رفتن به همه ی سمتها .

 

غیر نظامی کردن زبان ( نه دولت ) .

 

یک موسیقی که به تمرین نیاز ندارد .

 

همه چیز را به خوبی شناور کن ( ثوریو : بله و خیر دروغ است . تنها پاسخ ِ حقیقی همه چیز را به خوبی شناور می سازد ) .

 

خود دگرش ِ هنر .

 

عدم امکان اعمال تکراری ، از دست دادن حافظه . رسیدن به این هدف دو سویه ( دشان ) .

 

پیچیدگی طبیعت ، دست برداشتن از سادگی روح ، تصور و غیره .

 

صور فلکی از ایده ها ( پنج به مثابه ی یک حداقل ) .

 

مشکلات موسیقی ( تصور ) فقط زمانی حل شده که سکوت ( غیرقابل تصور ) به مثابه ی مبنا لحاظ می شود .

 

دادن چیزی به دیگران که آنها آرزویش را دارند نه اینکه تو آرزویش را داری

( تغییر آن نقش طلایی ) .

 

استفاده از همه ی راه حل ها ، انجام هر کاری !

 

عدم فعالیت ( دوربین عکاسی ) .

 

هدف داشتن ، یک هدف نیست . 

                                                            

                                                             علی قنبری  

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:35 بعد از ظهر  توسط مهدی پناهی  | 

شنبه 5 آبان1386

 
***** [ Ketabe "Bijan Mortazavi" Resid ] *****
 
 
 

***** [ Ketabe "Bijan Mortazavi" Resid ] *****

magnify~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

Ketabe "Bijan Mortazavi" ba onvane "Barge Khazan" neveshteye "Hamid Yoosefi" daneshjooye Musighi dar Danesh'gahe Honare Tehran , be bazar arze shod

in Ketab dar ebteda "Arameshe Ghabl az Tufan" nam gozari shode bood , vali be Ellate fote nAgahaniye Ostad "Parviz Yahaghi" , baraye Bozorgdashte in Ostade Bozorg name "Barge Khazan" ra Bargozidand

in ketab az heise matn, az besiyari ketabhaye mojood por bartar mibashad

Ketab dar bakhsh'haye

"Ashnaii ba  "PapArt

Tarikhcheye sakhte Violin

Tarikhe tafsiri az Violin navaz'haye Irani az Sale 1250 ta konoon

Ashnaii ba alAeme not nevisiye Violin e Irani va gharbi

Not'haye Asare Bijan Mortazavi baraye tarkib'haye zir

* Violin Solo

* Duet : 2 Violin - Violin & Piano - Violin & Guitar

* String Quintet

* Full Orchestra

az digar khosoosiyate in ketab , morede estefade boodan baraye tamamiye agh'share Musighi  Pazhoohesh'garan , Navazandegan , Ahangsazan , Tarikh'nevisan , Va ... ) eshare kard )

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط مهدی پناهی  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://classicalmusic.blogfa.com